آخخخیییی... چن وقتیه که دلم خیلی گرفته...خیلی ناراحتم...آخه لی لی پوت هم اتاقیم یه چیزی می خواد اما من نمی تونم واسش برآورده کنم...آخه می دونین چن وقتیه که چن تا از اهالی محترم جنگل اومدن خوابگاه ما مهمونی...همین یکی دوروز پیش بود اژدر دوست و همساده ی خوبم تو اتاقشون با یه آقا ماره آشنا شده بود که از قضا مثل اینکه خیلی هم مار خوش برخورد و خوش مشربی بودن و کلی هم با بچه ها رفیق شده بودن...

تازه این که چیزی نیست شاپور دوستم از بیشه یه گربه ای با خودش آورده... انصافا هم که من خودم با گربه هه چن تا برخورد داشتم خیلی شخصیت با کمالات و محترمی هستن هر دفعه ما از ناهار برمی گردیم کلی میان تعظیم می کنن و احترام میذارن...اتفاقا از وضعیت غذا ها هم خیلی ابراز رضایت می کردن و هی قربون صدقه سلف و شورای صنفی می رفتن... .

از آقا ماره و گربه و اینا که بگذریم تازه یه موش خیلی مامانی هم الان تو کمد یکی از بچه هاست هی اصرار می کنه که من باید برم گویا بچه ها میگن نه حالا کجا با این عجله هستیم در خدمتتون...

خلاصه جمع همه اهالی چنگل جمعه سگ و غورباقه و مار و عقرب و اینا همه هستن... حالا این وسط من موندم لی لی پوت و یه مشکل:

از شما چه پنهون این آقا لی لی پوت ما یه فیل کوچولویی داره که اتفاقا خیلی هم دوستش داره...تازه گویا آقا فیله حسابی هم به رشته مهندسی نفت و شیمی علاقه نشون میده... لی لی پوت ما هم میگه حالا که جمع اینا همه جمعه چرا فیل من نباشه...

نمی دونم چی بگم از یه طرف چیزی که لی لی پوت می خواد خیلی سخته از یه طرف هم خب لی لی پوته دیگه من نمی خوام روشو زمین بذارم...

رفتم دم در خوابگاه تا در ورودی رو متر کنم آخه بیچاره فیل لی لی پوت 3 متر قدشه میترسم از در رد نشه...تازه بعدش چطوری نگداریش کنیم...اتاقامون که خیلی کوچیکن،4تا کمد هم که بیشتر نداریم تو هر اتاق،وسایلشو چی کار کنه؟؟؟

به هر حال رفقا اگه فکری به ذهن شما رسید حتما به ما بگین که فیله رو یه جوری از پسش بر بیایم شاید اگه شد بعدش خرس خودم رو هم آوردیم...


پی نوشت:

این مطلب پیرو پیدا شدن موش در اتاق 176، مار در اتاق 169 و عقرب (یکی دو ماه پیش)در دستشویی  خوابگاه زرگریان نوشته شده.امید که تاثیر گذار باشد...