نمی دانم
من نمی دانم چیست
که چنین زار و پریشان شده ام
و چرا ؟؟مژه بر هم زدنی اشک مرا می ریزد ؟؟؟
من نمی دانم چیست
آنچه از چشم تو تا عمق وجودم جاریست ؟؟
و مرا می شکند ، می سوزد
و مرا زود به هم می ریزد .
راستی !....
نگرانی من از بابت چیست ؟؟؟
و چرا اینهمه رفتار ترا می پایم
و چرا اینهمه دلواپس... چشمان توام؟؟؟؟
ریشه ی اینهمه دلتنگی چیست ؟؟؟
که چنین زار و پریشان شده ام
و چرا ؟؟مژه بر هم زدنی اشک مرا می ریزد ؟؟؟
من نمی دانم چیست
آنچه از چشم تو تا عمق وجودم جاریست ؟؟
و مرا می شکند ، می سوزد
و مرا زود به هم می ریزد .
راستی !....
نگرانی من از بابت چیست ؟؟؟
و چرا اینهمه رفتار ترا می پایم
و چرا اینهمه دلواپس... چشمان توام؟؟؟؟
ریشه ی اینهمه دلتنگی چیست ؟؟؟
+ نوشته شده در جمعه ۲ اردیبهشت ۱۳۹۰ ساعت ۱۲:۳۹ ق.ظ توسط حمید بلاغی
|