نمی دانم

من نمی دانم چیست

که چنین زار و پریشان شده ام

و چرا ؟؟مژه بر هم زدنی اشک مرا می ریزد ؟؟؟


من نمی دانم چیست
آنچه از چشم تو تا عمق وجودم جاریست ؟؟

و مرا می شکند ، می سوزد

و مرا زود به هم می ریزد .

راستی !....
نگرانی من از بابت چیست ؟؟؟

و چرا اینهمه رفتار ترا می پایم

و چرا اینهمه دلواپس... چشمان توام؟؟؟؟

ریشه ی اینهمه دلتنگی چیست ؟؟؟

دنیای من

دنياي من

دنياي بي رنگي ست

دنياي دل تنگي ست

سكوت چشم ها سنگينه اينجا

صداي قلب ها غمگينه اينجا

آواي اينجا ناقوس مرگه

احساس اينجا از جنس سنگه

اینجا فرياد تنهايي ام را نمي شنوند

پيله سكوتم را نمي بينند

بغض خسته ام را نمي فهمند

و راز نگاهم را نمي خوانند