برای دوست سفر کرده مان: سامر جایروندی
سلام دوست خوبم!
آری من خوبم. بچه ها هم خوبند... ملالی نیست جز دوری تو... دانشکده مثل همان قبلهاست سلف همان جوری است سوله کمی بهتر شده پیست هم از پارسال شلوغ تر است. محوطه ی دانشکده به همان سبزی است عصرها باد خنک پائیزی صورتهایمان را نوازش می کند. هنوز هم وقتی درون محوطه قدم می زنیم باید مراقب باشیم قورباغه ها را له نکنیم... یک چیز اما مثل قبل نیست... می دانی هرگاه می رویم داخل اتاق پارسالت تخت ات را که می بینیم سنگینی نبودنت شانه های مان را می لرزاند...
غروب که می آید صدای خواندن پرنده ها که قطع می شود تنهایی دوستان داغدارت را بیشتر اذیت می کند... و بیشتر به یادت می افتند...
همین حرفی دیگری ندارم دوست خوب من فقط خواستم بگویم که اینجا جایت خالی ست...
+ نوشته شده در پنجشنبه ۱۴ مهر ۱۳۹۰ ساعت ۶:۱۶ ب.ظ توسط آرش عطاری
|